تبليغاتX
آدينه
تجربيات من درباره هر چيزي كه قابل بيان باشد
سلامی چو بوی خوش آشنایی
بدان مردم دیده روشنایی

درودی چو نور دل پارسایان
بدان شمع خلوتگه پارسایی
 
مکن حافظ از جور دوران شکایت
چه دانی تو ای بنده کار خدایی
 
اول، از همه کسایی که با ابراز محبت های خودشون به من حقیر لطف داشتن تشکر می کنم.
از اینکه تو این مدت یکسال و اندی نتونستم بنویسم خیلی عذر خواهی می کنم. دنبال بهونه گشتن فقط می تونه من و بیاد خاطرات خیلی تلخی بندازه که در محیط کار داشتم و خدا رو شکر امروز به میزان خیلی زیادی از اون مشکلات از بین رفته
این مطلب رو برای این می نویسم، چون خیلی از خواننده ها از مشکلاتی که من در بیماری ام اس داشتم خبر دارن و حق دارن که در این باره اطلاع کسب کنن.
آخرین باری که رفتم دکتر اوایل تابستون بود. مثل همیشه همه معاینه ها رو پشت سر گذاشتم و دکتر بعد از دیدن عکس ها تصمیم گرفت که در رابطه با بیماری مشکوک به ام اس من اینطوری قضاوت کنه:
با توجه به اینکه بیش از یکسال و نیمه که از شروع بعضی علائم مربوط به بیماری ام اس در شما می گذره و با توجه به رشد خیلی کمی که در پلاک در مغزت می بینم و عدم ایجاد پلاک های جدید در این مدت از نظر من وجود بیماری ام اس در شما کاملا منتفی هستش و شما بیماری ام اس ندارین.
من و لیلا که کاملا مبهوت و خوشحال بودیم و به سختی باور می کردیم، گفتیم پس پلاک تو مغز و گردن چی؟ گز گز دست و پا چی؟
و جواب گرفتیم که این ربطی به بیماری ام اس نداره و ممکنه خیلی ها پلاک تو مغز و نخاعشون داشته باشن و این دلیل بر بیماری ام اس نیست و گزگز دست و پا هم بیشتر عصبی هستش و از نظر من دیگه شما لازم نیست به دکتر مراجعه کنین تا در صورتی که واقعا مشکل جدیدی براتون پیش بیاد، برین به سلامت.
ما هم خوشحال و خرم رفتیم بسمت خونه و دست از پا نمی شناختیم.
تو راه به مسائل مختلف فکر می کردم، اول از همه خدا رو شکر می کردم که این موضوع با خوبی و خوشی تموم شد. دوم خدا رو شکر می کردم که این موضوع رو با پدر و مادرهامون درمیون نذاشتیم. سوم خدا رو شکر می کردم که با نظر اشتباه دکتر های اول و دوم و سوم و چهارم خودمو به دست اونها نسپردم و سعی کردم در این رابطه تا می تونم تحقیق کنم و نتیجه مطلوب رو هم گرفتم.
و اینکه می گفتم خدا پدر و مادر این دکتر تهرانی رو بیامرزه که همون روز اول بدون هیچ معاینه و دیدن هیچ عکسی تشخیص درست و داد و گفت که وقتو پولتو تلف نکن ولی من که دنبال یه منطقی بودم برام خیلی سخت بود که باور کنم.
در هر صورت خدا رو شکر همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد.
آرزو می کنم همه مشکلات همین جوری برای همه حل بشه و همه همیشه سلامت باشن.
 
حالا من هم تصمیم گرفتم که عنوان وب لاگ رو به آدینه، روز تولدم تغییر بدم و بجای طرح تجربیاتم در زمینه ام اس به کلیه تجربیاتم در زندگی که قابل طرح باشه بپردازم.
 
سلامت و پاینده باشین.
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 19:47  توسط رضا |